X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
ناهه ودکتر ژیواگو
  
 چراغ شعرم را همیشه روشن نگاه می دارم . . . رهگذرانی مثل تو بسیارند و احتمال گم شدن در این شب های تار بسیار . . .
 
آرشیو
موضوع بندی
 
دوشنبه 6 بهمن‌ماه سال 1393






خواب هایم
میان دو کوه می گذرد

هرشب از قله ای پایین می آیم
باد در آستین های خالی ام
پیچ و تاب می خورَ د

دامنه ی کوه را
درخت های سیب
قُرُق کرده اند

به اولین درخت که می رسم
دست هایم را حس می کنم
که باز به تنم چسبیده اند

دستم دراز می شود
و رقصان
از هر درخت
سیبی
می چینم وُ
از کوه پایین می روم

به پای کوه دوم می رسم
و سیب های دستم
ریشه می زنند
ساقه هایشان رشد می کند
هر کدام درختی می شوند
 
و دست هایم دوباره
با آنهمه درخت سیب
که با خود می برند
از من جدا می شوند..


به قله  که می رسم
باد در آستین هایم
دوباره خانه می کند

 و من می مانم وُ
عطر غمناکِ سیب هایی
 که در نگاه و آستینِ خالی ام
بی قراری می کنند..















برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 424431


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
چراغ شعرم را همیشه روشن نگاه می دارم . . . رهگذرانی مثل تو بسیارند و احتمال گم شدن در این شب های تار بسیار
شناسنامه کامل من...