X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
ناهه ودکتر ژیواگو
  
 چراغ شعرم را همیشه روشن نگاه می دارم . . . رهگذرانی مثل تو بسیارند و احتمال گم شدن در این شب های تار بسیار . . .
 
آرشیو
موضوع بندی
 
جمعه 2 فروردین‌ماه سال 1392






غوصی بلند

در عمیقی بی‌تـه

وَ حل شدن

در هر آنچه به دنبال دارد ...


دست‌هایی کوچک وُ سیاه

با اسکناس‌هایی از ترس وُ نادانی در مُشت

چشم‌هایی کم وُ کوتاه

که خنده‌ی ساده‌ی لب‌ها را

نشانه‌ی عشقی پیچیده می‌دید

پاهایی استخوانی وُ تنها

که صخره‌ها با نیش زخم وُ استهزا همراهی‌اش می کردند وُ دم نمی‌زد

به خیالی که از معبر قهرمانان و فاتحان

باید سربه‌زیر وُ صبور وُ سخت

گذشت

وَ دهانی نفس‌بریده

که خونش را قورت می‌داد وُ باز می‌شد به خنده

بر صورت رهگذران وَ تماشاچیان

چه مردم

وَ  چه نامردم ... 


... و بعد

به سادگی پَـری

نشستن

میان دفتری

که خطوط جوهری بکرش را

هرکس که میرسد

می بوید وُ بر چشم میگذارد وُ

میرود ..

میرود  وُ

استخوانهای شکستهی پیش پایش را

لگد میکند








برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 424431


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
چراغ شعرم را همیشه روشن نگاه می دارم . . . رهگذرانی مثل تو بسیارند و احتمال گم شدن در این شب های تار بسیار
شناسنامه کامل من...