ناهه ودکتر ژیواگو
  
 چراغ شعرم را همیشه روشن نگاه می دارم . . . رهگذرانی مثل تو بسیارند و احتمال گم شدن در این شب های تار بسیار . . .
 
آرشیو
موضوع بندی
 
چهارشنبه 16 شهریور‌ماه سال 1390

 

این‌سو آن‌سوی میله‌ها فرقی نمی‌کرد  و نمی‌کند       درست

اما در محاصره‌ی میله‌ها که بودم   

نگاهی اگر به پرنده‌ی تن‌سپرده به ابر و آفتاب می‌انداختم

حسرت من آسمانی بود که رهایی پرندگان در آن با  آبی‌ها گره می‌خورد 

 ودر این سمت     چشمم زمین را گرفته بود و دست بر نمی‌داشت

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 424372


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
چراغ شعرم را همیشه روشن نگاه می دارم . . . رهگذرانی مثل تو بسیارند و احتمال گم شدن در این شب های تار بسیار
شناسنامه کامل من...