X
تبلیغات
زولا
ناهه ودکتر ژیواگو
  
 چراغ شعرم را همیشه روشن نگاه می دارم . . . رهگذرانی مثل تو بسیارند و احتمال گم شدن در این شب های تار بسیار . . .
 
آرشیو
موضوع بندی
 
سه‌شنبه 2 فروردین‌ماه سال 1390



در هر ایستگاه

تو پیاده می شوی   از آغوشم 

بوسه ای از دور می فرستی 

وداع می کنی و با نیمکت ها و چراغ ها و ریل های پشت سرم 

ناپدید می شوی ..

هر بار پس از رفتن تو 

با تکان تکانِ قطار    به خواب می روم 

و چشمم در چشم تو گشوده می شود 

که نوازشم می کنی و می گویی   به ایستگاه رسیده ایم 

و باز

پیاده می شوی . . 


عمرم در سفر گذشت

درین سفر آخر

بگذار 

  آن که پیاده می شود 

                                  من باشم






برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 424096


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
چراغ شعرم را همیشه روشن نگاه می دارم . . . رهگذرانی مثل تو بسیارند و احتمال گم شدن در این شب های تار بسیار
شناسنامه کامل من...