X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
ناهه ودکتر ژیواگو
  
 چراغ شعرم را همیشه روشن نگاه می دارم . . . رهگذرانی مثل تو بسیارند و احتمال گم شدن در این شب های تار بسیار . . .
 
آرشیو
موضوع بندی
 
جمعه 7 آبان‌ماه سال 1389

  

برای دستهای شان، که از بهار قرمز این چراغ ها،هرگز میوه ای نخواهند چید 

 

 

با این قایق کوچک 

که بر موج سکه‌ها چپ و راست می‌شود 

تا انتهای رؤیای هر دریایی هم بروی 

بازباید پیاده برگردی 

سرچارراهی 

که دریده  و درنده نگاهت می‌کنند 

خودروها و عابران سردرگم 

و باز بایدپنهان کنی  جنازه‌ی کودکی‌ات را 

- که روی دستت مانده است -  

لابه‌لای گل و شکلات و دعاهای کاغذی‌ 

که دانه‌دانه    با اشک‌هات    می‌فروشی ..   

 

 

 

 

 

 

 


 
چهارشنبه 5 آبان‌ماه سال 1389

  

 (۱) 

دالان  

خالی بود 

پـر 

بالی از باد داشت .. 

پرواز    فراوان بود 

پرنده اما   نه 

 

 

   

(۲) 

 

پنجره ای    که مدام     از ابرها و پرنده‌ها 

پر و خالی می‌شود 

سایه‌ی درختی    دارد و ندارد 

گشوده که می‌شود 

جهان را می‌توانی     با دراز کردن دستی    درآن لمس کنی    از آن برداری .. 

 

پنجره ای    که از جهان   پر و خالی می‌شود مدام   

حنجره ای     که نامت را    دارد و ندارد .. 

  

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 424431


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
چراغ شعرم را همیشه روشن نگاه می دارم . . . رهگذرانی مثل تو بسیارند و احتمال گم شدن در این شب های تار بسیار
شناسنامه کامل من...