X
تبلیغات
زولا
ناهه ودکتر ژیواگو
  
 چراغ شعرم را همیشه روشن نگاه می دارم . . . رهگذرانی مثل تو بسیارند و احتمال گم شدن در این شب های تار بسیار . . .
 
آرشیو
موضوع بندی
 
دوشنبه 30 شهریور‌ماه سال 1383



او رفت و در آسمان چو خورشید شکفت
 با این همه در سینه دلِ تنگی داشت


 
دوشنبه 23 شهریور‌ماه سال 1383




هرچند بگوید همه ی دنیا نه
ما هر دو شبیهیم؛ 
                           به هم اما، نه!


 
سه‌شنبه 17 شهریور‌ماه سال 1383



هرگاه نگاه می کنم پشت سرم
هرگاه به خاطرات خود می نگرم
از ناله وآه    پیکری می بینم
می خندم واز کنار خود می گذرم


 
شنبه 14 شهریور‌ماه سال 1383



شب بود وگل یاس ودل کوچک من
بارانی از احساس و دل کوچک من
در خاطرم آمد لب سرخت، گفتم:
«آن شاخه ی گیلاس ودل کوچک من؟»


 
سه‌شنبه 10 شهریور‌ماه سال 1383



اگر چه قلب کوچکم همیشه سوت وکور بود
دقیق مانده خاطرم،    تمایلم به نور بود
به چشم آشیان تو به قلب جاده ها زدم
تمام زندگانیم   حکایت عبور بود


 
چهارشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1383


سکوت می کنم
تا کلامی کامل
گفته باشم.


 
دوشنبه 2 شهریور‌ماه سال 1383


غریبه نیست صدا، گوش کن، منم! جانم!
و من برای شما حرف می زنم، جانم!
تویی که واژه ی دلخواه شعر های منی
نخواه تیره شود قلب روشنم، جانم!
عجالتاْ که سکوت ام، و  زیر پای صدا،
نهایتاْ اگر نشکستم، تو بشکنم، جانم!
رفاقت  من واین صندلی؟! . . . چه می گویی؟!
در انتظار شما؟! . . . خیر! . . . دشمنم، جانم!

کلام فرصت همراهی دل است و زبان
سخن بگو، که سراپا شنفتنم، جانم!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 424096


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
چراغ شعرم را همیشه روشن نگاه می دارم . . . رهگذرانی مثل تو بسیارند و احتمال گم شدن در این شب های تار بسیار
شناسنامه کامل من...